X
تبلیغات
رایتل
شنبه 21 دی‌ماه سال 1387

 

 *امیرحسین کبیری

در این گزارش فجایع غزه و بحران انسانی رخ داده در این منطقه را با محک اصول 30 گانه مندرج در اعلامیه حقوق بشر، می سنجیم تا نشان دهیم که اعمال وحشیانه رژیم صهیونیستی نقض آشکار پیمان نامه حقوق بشر مورد نظر غرب است.

رژیم صهیونیستی با انتخاب تعطیلات سال نو میلادی به عنوان زمان حمله به نوار غزه، در تلاش بود تا از بایکوت خبری رسانه ای و اشتغال کشورهای منطقه به موضوعات فرعی نهایت استفاده را ببرد و با شکست حماس، زمینه های حضور در منطقه غزه را فراهم آورد.
اما این اقدامات مطابق ارزیابی های سران این رژیم پیش نرفت و افکار عمومی جهان نسبت به اقدامات نظامی و کشتار مردم بی گناه غزه واکنش های شدیدی نشان دادند. در حالی که سران رژیم صهیونیستی تصور می کردند می توانند از فرصت تعطیلات پایان سال استفاده کنند ، با موج عظیمی از فشارهای بین المللی برای پایان دادن به جنایات خود در غزه مواجه هستند.
آغاز دور جدید حملات علیه غزه که با تعطیلی بازارها، انسداد کامل نقاط مرزی و تخریب تونل‌های حفر شده بین این باریکه و مصر برای تأمین بخشی از مایحتاج ضروری غزه‌نشین‌ها همراه بود، موجب گردید ساعات قطعی برق به دلیل عدم تحویل سوخت به تنها نیروگاه غزه افزایش یابد و مردم دیگر حتی از عهده تأمین نان هم برنیایند.
در نتیجه حمله اسراییل، نه تنها حماس از بین نرفت بلکه حکومت های سازشکار منطقه ای نیز در معرض آسیب قرار گرفته و افکار عمومی جهان اسلام و خود این کشورها به حکومت های خود فشارهای شدیدی را برای یافتن راه حل هایی برای خروج از بحران فوق اعمال کرده اند.
نکته قابل تآمل در این میان ، عمق فجایع انسانی در غزه است که آشکارا نشان از نقض حقوق بشر از سوی رژیم صهیونیستی دارد. «هیچ مشکل انسانی در غزه وجود ندارد.» این جمله ای است که چندی پیش بر زبان مقامات رژیم صهیونیستی جاری شد و آخرین بار از سوی "تزیپی لیونی" وزیر امور خارجه اسراییل در سفر به پاریس گفته شد. با وجود گذشت بیش از دو هفته از حملات اسراییل به غزه و کشتار بیش از 800 تن از مردم که در میان آنها نزدیک به 280 کودک فلسطینی به چشم می خورد ، می توان سستی ادعاهای مقامات رژیم صهیونیستی را به عینه مشاهده کرد.
در دهم دسامبر سال 1948 مطابق با 19 آذر ماه 1327 شمسی منشوری برای وحدت بشریت تحت عنوان "اعلامیه جهانی حقوق بشر" در کاخ شایلو در پاریس که آن روزها میزبان مجمع عمومی سازمان ملل بود، به تصویب رسید. حقوق و آزادی هایی که در این اعلامیه به رسمیت شناخته شده بود، با اندکی تغییرات در دو سند جداگانه به عنوان «میثاق حقوق مدنی و سیاسی» مشتمل بر 53 ماده و «میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» مشتمل بر 31 ماده تکرار شد.
حیات یافتن نگاه انسانی به عنوان "نقطه مرجع" برای آغاز کار و ارزیابی موضوعات و منازعات از نخستین موضوعاتی تلقی می شود که مورد قبول همگانی قرار گرفته است. مردم فلسطین نیز به مانند دیگر مردم سایر نقاط جهان دارای مجموعه ای "حقوق طبیعی" هستند که به سبب سیاست های اسراییل از آن محروم شده اند.
مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می دارد که دولت های عضو این اعلامیه متعهد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر، آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل باشد و با توجه به مواد 2، 7، 8 و 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر که آزادی ها و حقوق ذکرشده در اعلامیه را از آن تمامی مردم جهان به دور از هرگونه تبعیض می داند، اعمال رژیم صهیونیستی، صلح و امنیت جهانی را به مخاطره انداخته است.
با وجود آنکه اسراییل نخستین کشوری بود که نبرد هوایی به غزه را آغاز کرد اما ادعا می کند که از این استان شورشی (!) حملاتی به خاک کشورش صورت گرفته است. این در حالی است که به زعم بسیاری از سازمان ها و نهادهای نظامی؛ تلآویو با گسیل داشتن بالگردهای خود به آسمان غزه و بمب باران این شهر ، آتش بس را نقض نموده اما با فرض پذیرش ادعای رژیم صهیونیستی، بر اساس حقوق بین الملل، دولت ها موظفند در هنگام جنگ میان نظامیان و غیرنظامیان کشور متخاصم تمایز قایل شوند. نه تنها اسراییل به این نکته وقعی ننهاده بلکه قطع جریان برق و سوخت به غزه، حملات شدید و بدون تمایز میان نظامیان و غیر نظامیان دقیقاً مصداق مجازات دسته جمعی است که در حقوق بین الملل عملی نکوهیده به شمار می رود.
اصل اول اعلامیه حقوق بشر اشعار می دارد که : «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.» اصل دوم نیز عنوان می نماید که : «هرکس می تواند بدون هیچگونه تمایز خصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. » این اصول همانگونه که از متن آنها بر می آید بر ایده برابری و آزادی فردی متکی هستند؛ دو آرمانی که به منزله دو بنیاد اصلی حیات اجتماعی و انسانی دارای وجه اخلاقی نیز هست. برخی از جنبش های سیاسی طی یک قرن اخیر ، پیرامون این ایده بنیادی شکل گرفته که عواملی نظیر نژاد ، ملیت ، مذهب و زبان، عامل برتری و فزونی است. بنابراین مضمون مصرح این جنبش های سیاسی را می توان به دعوی نابرابری بر مبنای بهره مندی طبیعی قلمداد کرد.
اصالت بخشی به ایده برابری حقوقی انسان ها ، نافی منزلت های قومی و فرهنگی در حوزه های گوناگون اجتماعی است. دولت نامشروع رژیم صهیونیستی که آرمان خود را بر ایده هویت خواهی یهودی افراطی حامی صهیون استوار کرده ، با حقیر شمردن سایر نژاد ها و ملیت ها به ویژه اجحاف های آشکاری که در مورد حقوق فلسطینیان روا داشته ، اصول اول و دوم اعلامیه حقوق بشر را نقض نموده است.
از سوی دیگر، ماده سوم اعلامیه که بر «حق زندگی، آزادی و امنیت» اشخاص تأکید نموده با عنایت به فجایع اخیر غزه از سوی رژیم صهیونیستی کاملاً مخدوش شده است چرا که حق حیات ابتدایی ترین حقی است که به رسمیت شناخته شده است. حق حیات زمانی قابل استفاده است که در شرایط ترور و هراس نباشد. حیات کسی که احساس می کند هر لحظه دستگیر می شود و حقوقش پایمال می شود و حق شهروندی اش سلب می گردد، هرگز عینیت واقعی نمی یابد. زندگی در شرایط ترور و وحشت، دائماً با این احساس همراه است که همه حقوق انسان در معرض نابودی است. در چنین شرایطی حق حیات در معرض ناپایداری و اضطراب است.
به این ترتیب، اصل پنجم اعلامیه حقوق بشر که عنوان نموده : «احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد» نیز به خودی خود از سوی اسراییل نقض شده است چرا که شکنجه به تنهایی و به طور مستقیم، بنیادی ترین حقوق انسانی را مورد تعرض و نقض قرار می دهد و از این جهت در بین تمام رفتارهایی که هریک به نوعی ناقض حقوق انسانی است ، منحصر به فرد می باشد. بر اثر شکنجه ؛ حق حیات، حق تمامیت جسمی و روحی، حق کرامت انسانی، حق آزادی، حق حرمت حیثیت، حق امنیت و حتی حقوقی از قبیل حق برخورداری از غذای و بهداشت مناسب به اشکال گوناگون از فرد سلب می شود.
اگر بیانیه حقوق بشر را دستآوردی برای انسانیت و نوعی ابزار برای دفاع از انسان ها (چه در قالب افراد و چه در قالب گروه های اجتماعی) در برابر تعدی، ظلم و فساد و ابزارهای سرکوب و فشار بدانیم، می توانیم با توجه به ساخت ناعادلانه قدرت بین المللی به موارد نقض حقوق بشر از سوی حکومت های زورگو علیه کشورهای جنوب (به معنای سیاسی و نه جغرافیایی) پی ببریم.
اصل 21 اعلامیه حقوق بشر اشعار می دارد که :«اساس و منشأ قدرت حکومت، اراده مردم است. این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری، صورت پذیرد.» این اصل دقیقاً بر مبنای پذیرش ارکان حکومت دموکراتیک ارائه شده است؛ ارکانی مبتنی بر حاکمیت مردم، برابری سیاسی و حکمرانی اکثریت و رعایت حقوق بنیادی اقلیت. اصل 21 در واقع، هم اصول و ارکان دموکراسی را مورد اشاره قرار می دهد و هم نهادها و ساز و کارهای تحقق بخشیدن به این اصول را.
از بین بردن جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) که بر اساس انتخاباتی آزاد و قانونی در ژوئن 2006 به خواست عمومی به قدرت رسید، یکی از اولویت های رژیم صهیونیستی در حمله به غزه بوده که این ، آشکارا نقض یکی دیگر از اصول اعلامیه حقوق بشر را می رساند.
اعلامیه حقوق بشر یک سلسله حقوق مشحص فردی و اجتماعی در زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را برای انسان ها تعریف کرده و از دولت ها خواسته که این حقوق را به رسمیت بشناسند. این اعلامیه در عین حال، زمینه سازی برای نظم اجتماعی ضامن رعایت حقوق بشر را نیز بخشی از حق انسان دانسته است. تأکید اصل 28 اعلامیه بر کوشش در جهت ایجاد نظم اجتماعی متناسب با حقوق بشر در همین راستا معنا می یابد؛ یک نظم بین المللی مبتنی بر عدالت و انصاف با رعایت کامل حقوق بشر.
شدت اقدامات اسراییل در غزه و عمق فجایع رخ داده در این منطقه نشان می دهد که رژیم صهیونیستی به هیچ وجه علاقه ای برای برقراری نظم در این منطقه نداشته و ارزشی برای حقوق انسان ها قایل نیست و با اتکا بر "زورمداری" می کوشد سلطه خود را بر فلسطین بیافزاید. ادامه این وضعیت آن هنگام که از سوی جنبش های مقاومت و جهاد اسلامی در فلسطین مورد تردید واقع شد ، موجب افزایش ددمنشی اسراییل گردید که نمونه ای از آن را می توان در شمار کشته شدگان غزه دریافت. از سوی دیگر، اسراییل به جرم نسل کشی که خلاف ماده یک کنوانسیون ژنو است ، از نظر حقوق بین الملل نیز مجرم شناخته می شود.
با عنایت به آنچه بر مبنای اصول مندرج در اعلامیه حقوق بشر که بسیاری از کشورها داعیه جهانی بودن آن را دارند ، گفته شد مشخص می گردد که حضور رژیم غاصب صهیونیستی در منطقه خاورمیانه در این 60 سال تنها به نقض آشکار حقوق بشر منجر شده، امری که هرگز از سوی نهادهای حقوق بشری و کشورهای حامی آن پیگیری نشده است.
باید توجه داشت که در مناسبات بین المللی امتیازاتی را که برخی کشورها فقط برای خود جهت برخورداری از مزایایی قایل هستند و آن را برای کشورهای دیگر خلاف عرف و قانون بین الملل می شمارند مانند داشتن حق وتوی کشورهای برتر جهان در تصمیمات متخذه در شورای امنیت سازمان ملل و یا سکوت در برابر بحران انسانی رخ داده در غزه، ناشی از طرز تفکر خود برتر بینی بر مبنای زورمندی و قدرت است که با استفاده از آن، به مقابله با وجدان عمومی جهانیان می پردازند.  
منبع : ایرنا