X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1387

 

*علیرضا عبدالله  

انتشار ارزیابی "افق سالانه ارتش اسرائیل برای سال 2009" و گزارش هایی از این دست و همچنین تلاش های عملیاتی اعم از خرابکارانه، جاسوسی، تهدید نظامی و امنیتی در چارچوب راهبرد کلی صهیونیست ها برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی قابل بررسی است.

برای نخستین بار در چند سال اخیر، دستگاه های امنیتی رژیم صهیونیستی در گزارشی رسمی، از ایران به عنوان یک "تهدید بنیادین" نام برده اند.
براساس اعلام رسانه های خبری، در گزارش "افق سالانه ارتش اسرائیل برای سال 2009"، جمهوری اسلامی ایران رسما به عنوان "خطری که موجودیت اسرائیل را تهدید می کند"، توصیف شده است.
این گزارش که به تائید ستاد کل ارتش اسرائیل رسیده، هفته گذشته به ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی تسلیم شده است.
در گزارش دستگاه های امنیتی اسراییل بر "ابعاد مختلف تهدید ایران" تاکید شده که توان هسته ای قریب الوقوع، توانایی موجود و آزمایش شده موشکهای قاره پیما و توانایی جنگ با واسطه با اسرائیل از طریق جنبش مقاومت اسلامی (حماس) و حزب الله لبنان را شامل می شود.
در این گزارش برای مقابله با تهدیدهای ادعایی آمده است: نیروی هوایی اسرائیل بر توسعه توان راهبری خود- در قالب هواپیماهای با سرنشین و بدون سرنشین - تمرکز خواهد کرد.
همچنین در این چارچوب، ارتش اسرائیل خواستار تامین بودجه عظیمی برای فعالیتهای جاسوسی و توسعه سیستم های نظامی مخابراتی شده است.
گزارش دستگاه ها و نهادهای امنیتی اسراییل از "تهدید ایران" در حالی منتشر می شود که همزمان، یک روزنامه نام آشنای انگلیسی خبر داده که اسرائیل جنگی پنهان برای خرابکاری در برنامه هسته ای ایران به راه انداخته است.
روزنامه دیلی تلگراف به نقل از کارشناسان اطلاعاتی آمریکا و یکی از ماموران سابق سیا که نامی از او برده نشده، گفته است که اسرائیلی ها از اقدامات خرابکارانه و ترور دانشمندان و متخصصان هسته ای ایران برای مقابله با برنامه هسته ای ایران استفاده کرده اند.
براساس اعلام این منابع، "به کارگیری جاسوس های دوجانبه و شرکت های صوری، برای نفوذ به شبکه خرید فعالیت های هسته ای ایران از دیگر روش هایی است که طبق این گزارش، اسرائیلی ها از آن بهره گرفته اند."
کارشناسان اطلاعاتی به روزنامه دیلی تلگراف بر این باورند که آسیب زدن و به تاخیر انداختن برنامه هسته ای ایران هدف اصلی این کار بوده که جایگزینی برای واکنش نظامی است.

* اهداف متصور :
با وجود همکاری های شفاف و گسترده جمهوری اسلامی ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی و تاکید چندباره محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بر عدم انحراف فعالیت های هسته ای کشورمان، رژیم صهیونیستی در چند سال اخیر، از هیچ تلاشی برای بازداشتن جمهوری اسلامی ایران از پیگیری فعالیت های صلح آمیز هسته ای اش فروگذار نکرده است.
انتشار ارزیابی "افق سالانه ارتش اسرائیل برای سال 2009" و گزارش هایی از این دست و همچنین تلاش های عملیاتی اعم از خرابکارانه، جاسوسی، تهدید نظامی و امنیتی در چارچوب راهبرد کلی صهیونیست ها برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی قابل بررسی است.
به باور ناظران آگاه، مهمترین اهدافی را که در این بستر قابل توجه و ارزیابی است، می توان در دو سطح داخلی و بین المللی مورد توجه قرار داد:

الف) سطح داخلی:
1) ارائه توجیهی برای تامین بودجه هنگفت عملیات های نظامی و جاسوسی ؛
با توجه به اوضاع شکننده کابینه اسراییل و وضعیت نابسامان اقتصادی موجود، ارتش این رژیم در تلاش است تا با تاکید بر "فوری" و "عظیم" بودن تهدید ایران، سردمداران اسرائیل را به تامین بودجه درخواستی ارتش متقاعد کند.
بر اساس برخی گزارش ها، بودجه تائید شده توسط کمیته دولتی ناظر بر هزینه های ارتش اسرائیل، حدود 380 میلیون دلار کمتر از بودجه درخواستی ارتش اسرائیل است.

2) سرپوش نهادن به شکست در جنگ 22 روزه غزه و منحرف کردن نگاهها به سمت تهدیدی دیگر؛
تبعات شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان و نبرد 22 روزه غزه، احساس آسیب پذیری در اسرائیل را به شدت افزایش داده و به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران، گردش به راست جامعه اسرائیل در انتخابات اخیر هم تا اندازه زیادی از این حس آسیب پذیری ناشی شده است.
در واقع، در چنین فضایی و در آستانه تشکیل کابینه جدید اسرائیل بحث برنامه هسته‌ای ایران بار دیگر در سطحی علنی در مرکز توجه اسرائیلی‌ها قرار گرفته تا با تداعی یک "تهدید آنی"، به نوعی نگاه ها تا اندازه ای از نبرد ناکام غزه به سمت دیگری منحرف گردد.

3) آثار و پیامدهای روانی توانمندی هسته ای ایران بر امنیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رژیم صهیونیستی؛
عامل دیگری که در پشت این هشدار ارتش اسرائیل می تواند وجود داشته باشد، اثر روانی بسیار وسیع توان هسته ای ایران در اسرائیل است. در خرداد ماه گذشته، ژنرال بازنشسته "ابراهیم سنه"، که سالها عضو رژیم اسرائیل بود در مصاحبه ای با نشریه آلمانی "اشپیگل" تاکید کرد که "ایران می تواند حتی بدون فشار دادن دکمه ای، رویای صهیونیسم را نابود کند."
به اعتقاد او و بسیاری از چهره های سیاسی اسرائیل، یک ایران هسته ای به خودی خود و حتی بدون تولید سلاح هسته ای، می تواند باعت مهاجرت دسته جمعی طبقات متخصص و سرمایه دار از اسرائیل شود که از منظر این کشور، تبعات فاجعه باری برای اقتصاد و فرهنگ اسرائیل در پی خواهد داشت. روندی که به اساس آخرین آمارها، از زمان جنگ سی و سه روزه لبنان، آثار آن در کاهش چشمگیر تعداد مهاجران جدید و جهانگردان به سرزمین های اشغالی آشکار شده است.

2) سطح بین المللی:
در بعد بین المللی نیز اسراییل از انتشار این گزارش دو هدف عمده را دنبال می کند:
1) حفظ و تداوم تهدید و چالش هسته ای جمهوری اسلامی ایران در نزد افکار عمومی منطقه و جهان:
با توجه به خارج شدن برنامه هسته ای ایران از اولویت اصلی قدرت های بزرگ – در پس اختلافات گروه "1+5" بر سر چگونگی برخورد با ایران و همکاری های شفاف و گسترده تهران با آژانس بین المللی انرژی اتمی – محافل سیاسی و رسانه ای صهیونیستی سعی دارند تا در چارچوب الگوی " برجسته سازی " (Agenda Setting)، اولویت سیاسی و رسانه ای خود را بار دیگر به سطح اولویت عموم (افکار عمومی) رسانده و همواره سایه تهدید ایران را زنده نگاه دارند.
به عبارت دیگر، این محافل با اولویت بخشی کاذب و اغراق آمیز به مساله ای عادی و تبدیل آن به یک "چالشی گسترده و تهدیدی بنیادین" از یکسو، سطح حساسیت افکار عمومی کشورهای عربی و جهان را نسبت به این موضوع حفظ کرده و آنرا ارتقاء بخشند و از سوی دیگر، به عنوان یک ابزار دیپلماتیک، زمینه های لازم را برای در دستور کار گرفتن دوباره مساله هسته ای ایران در نشست های قدرت های بزرگ و حتی شورای امنیت سازمان ملل متحد فراهم سازند.

2) اعمال فشار بر دولت اوباما برای عقب نشینی از اتخاذ راهبرد احتمالی "مذاکره" با ایران
مجموعه این اقدامات رژیم صهیونیستی به نوعی واکنش اسرائیل به تغییرات احتمالی است که ممکن است در شیوه برخورد آمریکا با ایران، پس از روی کار آمدن باراک اوباما به وجود آید. سردمداران صهیونیست به طور محرمانه تصدیق می کنند که بعید است دولت جدید آمریکا با حمله هوایی به تاسیسات هسته ای ایران موافقت کند و پیشنهاد اوباما برای دراز کردن دست دوستی به سمت تهران، هر گونه حمله نظامی مستقیم در شرایط کنونی را غیر ممکن می کند.
به عبارت دیگر، با توجه به دیدگاههای باراک اوباما، رییس جمهوری منتخب آمریکا در قبال ایران و تاکید وی بر لزوم انجام مذاکرات بدون پیش شرط با جمهوری اسلامی برای حل مساله هسته ای این کشور، محافل و لابی های متنفذ صهیونیست در اسراییل و آمریکا نگران از بین رفتن تدریجی "تهدید هسته ای ایران علیه اسراییل و غرب" (به زعم آنها) بوده و همواره سعی کرده با به کارگیری انواع ترفندهای مختلف روانی و نظامی همچنان این موضوع را به عنوان "اولویت و چالش اصلی" موجود در سیاست خارجی دولت اوباما نگه دارند.

* ارزیابی و جمعبندی نهایی:
1) بزرگنمایی ها و اغراق گویی ها محافل غربی و صهیونیستی از برنامه های هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران در حالی صورت می گیرد که به گواه بسیاری از ناظران آگاه، اسراییل با دارا بودن مواد شکافت پذیر لازم برای تولید 115 تا 190 کلاهک هسته ای، یک قدرت اتمی خطرناک برای منطقه خاورمیانه و جهان به شمار می آید.
این در حالیست که رژیم صهیونیستی که همواره از پیوستن به معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای موسوم به "ان پی تی" سرباز زده است، در واکنش به درخواست روزافزون دولت ها و ملت های مستقل جهان، "سیاست ابهام" را در خصوص توان نظامی هسته ای خود در پیش گرفته و همچنان از شفاف سازی در این زمینه خود داری کرده است.

2) گزارش های مربوط به فعالیت های آشکار و پنهان رژیم صهیونیستی علیه فعالیت های هسته ای و موشکی جمهوری اسلامی ایران در حالی منتشر می شود که چند روز پیش نیز "دنیس بلر"، رییس جدید سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارش خود به کمیته اطلاعاتی مجلس سنای این کشور اینچنین ارزیابی نموده که ایران و اسرائیل در حال ورود به یک رویارویی یا بحران در سال 2009 هستند، زیرا ایران در برنامه اتمی اش در حال پیشرفت است و اسرائیل نیز مصمم به خنثی کردن آن است.
به نظر می ‌رسد ارزیابی بلر از احتمال رویارویی تل آویو و تهران در سال جاری میلادی با اظهارنظرهای برخی مقام‌های اسرائیلی نیز همخوانی داشته باشد.
بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب راستگرای لیکود که در پی انتخابات پارلمانی اخیر اسرائیل برای به دستیابی به مقام نخست وزیری این کشور تلاش می ‌کند، در سخنرانی اعلام "پیروزی" حزب خود با اشاره مستقیم به ایران گفت: "اسرائیل از دور و نزدیک با تهدید ایران روبروست. تهدید اتمی و تهدید تروریستی و ما خواهیم توانست با این دو چالش به طور موفقیت آمیزی برخورد کنیم."
دان گیلرمن، دیپلمات اسرائیلی نیز که از سال 2003 تا تابستان گذشته نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل را بر عهده داشت، هفته گذشته تاکید کرد که اسرائیل باید آماده حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران به منظور جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی باشد.

3)با وجود انتشار گزارش "تهدید آمیز" نهادهای امنیتی اسراییل علیه جمهوری اسلامی ایران و در دستور کار قرار گرفتن شیوه های مختلف برخورد با برنامه صلح آمیز هسته ای تهران از جمله اقدام نظامی سوی این رژیم، یک کارشناس مشهور آمریکایی حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران را نا ممکن دانسته است.
روزنامه "تایمز" لندن چند روز پیش اظهارات "گری سیک"، مشاور سابق امنیت ملی روسای جمهوری آمریکا و از کارشناسان برجسته امور ایران را چاپ کرده که گفته است اگرچه تهدید های اسرائیل در مورد حمله به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی ممکن است یک تاکتیک مفید باشد، اما اسرائیل نمی تواند عملا به چنین اقدامی دست بزند.
سیک در سخنانی که روز پنجشنبه گذشته در موسسه تحقیقاتی "چتم هاوس" در لندن ایراد کرد، اظهار داشت که هیچ رئیس جمهوری هم در آمریکا نمی تواند حمله اسرائیل را مورد تایید قرار دهد یا خود به عملیات نظامی علیه ایران مبادرت ورزد و افزود: بهترین، و شاید تنها روش امکانپذیر برای دولت باراک اوباما آغاز مذاکره با ایران پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این کشور در ماه ژوئن (خرداد سال آینده) است.

4) افزایش توانمندی های نظامی و دفاعی ایران در سال های اخیر و دستیابی کشورمان به دانش بومی تولید انواع پیشرفته تجهیزات و تسلیحات نظامی در عرصه های گوناگون هوایی، زمینی و دریایی، قدرت بازدارندگی نظام جمهوری اسلامی را افزایش داده و آن را به قدرت برتر منطقه ای تبدیل کرده است.
در سایه این توان و قدرت بالای بازدارندگی است که علی رغم تهدیدهای لفظی و روانی پرحجم، سردمداران آمریکا و اسراییل هیچگاه نتوانسته اند رویای شکست نظام جمهوری اسلامی ایران را با استفاده از انواع ترفندها و روش های نظامی و غیرنظامی عملی و ممکن سازند.