X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1387

 

 *عبدالرضا داوری

به بهانه بیستمین سالگرد صدور حکم اعدام سلمان رشدی مرتد .

امام خمینی(ره) با حکم تاریخ ساز خود در تاریخ 25 بهمن 1367  آنچنان «هزینه» اهانت به اسلام را بالابردند که دیگر کسی نمی توانست «فایده» ای برای اهانت متصور باشد و اینچنین بود که موج «اهانت به مقدسات اسلامی» مهار شد.

انالله واناالیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم، مولف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است-همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرئت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هرکس در این راه کشته شود شهید است ان شاءالله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی(1)
جنگ تحمیلی که پایان یافت، جهان استکبار دریافت که دیگر حربه نظامی در برابر انقلاب اسلامی ایران کارآیی ندارد و براین اساس «تهاجم فرهنگی» را به عنوان راهبرد اصلی برای مقابله با خیزش اسلامی برگزید و آنان که دریافتند حرکت اسلامی رو به رشد را نمی توان از طریق جنگ نظامی متلاشی ساخت جبهه جدیدی را در چارچوب جنگ روانی فرهنگی-ایدئولوژیک گشودند.
ماجرای تدوین و انتشار وسیع کتاب مبتذل «آیات شیطانی» و حمایت رسمی دولت های غربی از آن، سرآغازی بر فصل «تهاجم فرهنگی» بود. اگر جامعه اسلامی در برابر توهین های این کتاب به پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) از خود غیرت و مقاومت نشان نمی داد، پس از آن هجوم به مبانی دینی و مقدسات اسلامی به عنوان یک امر عادی و متعارف تلقی می شد و خلع سلاح فرهنگی مسلمانان در برابر هجوم فرهنگ و ایدئولوژی های اومانیستی غرب به وقوع می پیوست. امام خمینی(ره) با نگرشی راهبردی به ابعاد این توطئه، با نگارش چند سطر کوتاه، حکم اعدام نویسنده و ناشران «آیات شیطانی» را صادر کردند و انقلابی دیگر را در جهان اسلام رقم زدند که در پی آن با اتحاد مسلمین در برابر غرب، موجودیت جامعه اسلامی به عنوان «امت واحده» جلوه گر شد.
امام خمینی با صدور حکم تاریخ ساز اعدام رشدی به سناریو نویسان تهاجم فرهنگی، غیرتمندانه این پیام را دادند که هرگونه اهانت به اسلام و انتشار و اشاعه آن هزینه سنگینی دارد. حکم تاریخ ساز امام خمینی(ره) به عنوان نماد غیرت دینی- که در آن دوبار کلمه غیور تکرار شده است- مسیر سیل لجنی را که محافل صهیونیستی برای آلوده کردن چهره منور اسلام تدارک دیده بودند مسدود ساخت و با آن، اتوبان چهار بانده «اهانت» که از سوی استکبار طراحی شده بود، بسته شد. اینک صهیونیست ها و محافل استعماری غرب به بن بست رسیده بودند و آنها که درصدد خشکاندن ایمان در جهان اسلام بودند، درمی یافتند که زمینه اهانت به اسلام خشکیده است و تلاش غرب برای لغو حکم اعدام سلمان رشدی نه برای ارزشی بود که برای جان بی ارزش سلمان رشدی قائل هستند بلکه مسئله این بود که به سایر مزدوران بگویند که اهانت به اسلام، به از دست دادن جانشان تمام نخواهد شد تا زمینه پذیرش توطئه های فرهنگی علیه اسلام فراهم آید چون دیگر هنرپیشه ای حاضر نبود با اهانت به مقدسات اسلامی جان خویش را به خطر اندازد و به فرض که نویسنده ای حاضر به اهانت می شد، اما ناشری را نمی یافت که حاضر باشد جان و منافع خویش را بر سر اهانت به اسلام هزینه کند.
امام خمینی(ره) با حکم تاریخ ساز خود آنچنان «هزینه» اهانت به اسلام را بالابردند که دیگر کسی نمی توانست «فایده» ای برای اهانت متصور باشد و اینچنین بود که موج «اهانت به مقدسات اسلامی» مهار شد چون امام خمینی(ره) هوشمندانه دریافته بودند که «مساله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و اسلام و روحانیت است.»(2)
اما در این میان نکته ای که معمولادر بررسی علل صدور این حکم تاریخی مغفول می ماند، «شرایط زمانی» صدور این حکم است. حکم اعدام سلمان رشدی در زمانی صادر شد که انقلاب اسلامی کمتر از چهارماه بود که از فشار جنگی هشت ساله رهایی یافته و بحرانی فراگیر، اقتصاد کشور را در برگرفته بود. در این میان شاید برای بسیاری عجیب بود که در اوج بحران اقتصادی، امام خمینی رودرروی جهان غرب بایستند و حکمی را صادر کنند که اولین نتیجه آن قطع رابطه با انگلیس و خروج سفرای 14 کشور غربی از تهران بود.
واقعیت آن است که نگرش عرفانی امام خمینی بر محاسبات مادی و دنیوی متعارف غلبه داشت.امام خمینی می دانستند که بقا، استمرار و ماندگاری انقلاب در آن است که چتر حمایت نبوی(ص) بر سر کشور مستدام باشد و دریافته بودند که اگر در برابر اهانت ها ساکت نشسته و به معادلات عقل حسابگر اکتفا نمایند، ایران اسلامی در ظلمتی فارغ از نور نبوی(ص) رها خواهد شد و بر این مبناست که امام خمینی(ره) یک ماه بعد از صدور حکم اعدام سلمان رشدی با صدور پیامی خطوط اصلی سیاست جمهوری اسلامی را در برابر تهاجم فرهنگی غرب ترسیم می نمایند.بخش هایی از این پیام را مرور می کنیم:
« امروز بیشتر از هر زمانی کینه ودشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملاشده است، بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خود فروخته و نویسنده مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعه می کنند.» (3)
«من باز می گویم همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی تان - به خیال خام خودشان - بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید و اگر آرام گذارید، لحظه ای آرامتان نمی گذارند.»(4)
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که برعهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» (5)
«هیچ کس نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دنیای دون امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید برمبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می کنند. این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب بی شهادت میسر نیست.
من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدم های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم.
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست می خوریم و نابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند، مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» (6)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحیفه نور، جلد 21، صفحه 87
(2) همان، صفحه 90
(3)، (4)، (5) و (6) - همان، صفحات 108 و 109