X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1387

 

 

  *ش.خ.د

«بیدارسازی افکار عمومی جهان» و «ایدئولوژی درونی» از جمله ابزارهای قدرت جنبش حماس بود که از طریق قدرت رسانه ای، رژیم صهیونیستی را زمین گیر کرد.

رژیم صهیونیستی پس از 22 روز حمله همه جانبه و در حالی که از حمایت تمامی قدرت های بزرگ جهان و همچنین کشورهای سازشکار و به اصطلاح میانه رو منطقه برخوردار بود، نتوانست به اهداف مورد نظر خود برسد.

جدای از اهداف اولیه ای که صهیونیست ها اعلام کردند که در آن نابودی و یا حداقل تضعیف حماس و مقاومت مطرح بود، این رژیم به اهداف ثانویه خود که جلوگیری از پرتاب موشک به سرزمین های اشغالی بود و پس از گذشت چند روز از جنگ عنوان شد، نیز نتوانست دست بیابد.

حال پرسش این است که چرا رژیمی که ساختار کلی و زیربنای وجودی آن بر اسلحه و قدرت نظامی بنیان گذاشته شده نمی تواند از پس یک «جنبش» برآید؟

رژیم صهیونیستی تنها دارنده قدرت و سلاح هسته ای است که بر اساس آمار موجود بیش از 200 کلاهک هسته ای دارد، چنین قدرتی تنها در اختیار چند کشور محدود همچون آمریکا، روسیه، انگلیس و فرانسه قرار دارد.

بنابراین از لحاظ قدرت و توان بازدارندگی و حتی هجومی کم نظیری برخوردار است که حداقل، کشورهای مختلف خاورمیانه فاقد چنین قدرتی هستند.

از سویی دیگر این رژیم از مدرن ترین تسلیحاتی که عموما در آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند ساخته می شود برخوردار است، آخرین نمونه آن از نوع بمب های «دی آی ام ای» بود که هنوز در آزمایشگاه های آمریکا قرار دارد و تا قبل از جنگ با حماس مورد آزمایش قرار نگرفته بود.

بنابراین نمی توان این رژیم را از لحاظ نظامی ضعیف دانست، با این وجود، دلیل شکست صهیونیست ها از یک جنبش چه می تواند باشد؟

این مسئله را می توان از چند لحاظ مورد بررسی قرار داد که بطور مختصر به آنها پرداخته می شود.

ابزار قدرت در عصر جدید:

بسیاری از دارندگان سلاح های مدرن بر این اعتقاد هستند که هر چه از ابزارهای سخت و نظامی بیشتری بهره داشته باشند از توان هجومی و بازدارندگی بیشتری نیز برخوردار خواهند بود، این در حالی است که عصر حاضر، عصر «آگاهی» است و این آگاهی از طرق مدرن و حتی فرامدرن اذهان عمومی را تغذیه می کند که اولین و بهترین نمونه آن اینترنت است که به روزترین و حتی لحظه ای ترین اطلاعات را در اختیار انسان عصر جدید قرار می دهد و آگاهی فردی و شعور اجتماعی شخص را بالا می برید.

در شرایطی که امروزه اجتماع بسیار فراتر از یک مرز و بوم و یک کشور است، بنابراین اطلاعات و آگاهی به سرعت در سراسر دنیا اشاعه پیدا می کند و اجتماع جهانی را حساس می کند.

در این شکی نیست که یکی از بزرگترین دلایل شکست رژیم صهیونیستی موضع گیری افکار عمومی بود که به نفع غزه عمل کرد، حال اگر این آگاهی و موضع گیری با قدرت ایمان و ایدئولوژی حماسی و اسلام گرای حماس، که ابزار قدرت این جنبش است، یکی شود می تواند جنبشی را در مقابل قدرتی هسته ای قرار داده و پیروز از میدان خارج کند.

بنابراین «آگاهی جهانی» و «ایدئولوژی درونی» از جمله ابزارهای قدرت جنبش حماس بود که از طریق قدرت رسانه ای، رژیم صهیونیستی را زمین گیر کرد.

اراده معطوف به خواستن

بسیاری از فلاسفه غرب انسان را بر مبنای «اراده معطوف به قدرت» معنی کردند، در چنین تعریفی هر شخص و جامعه ای قدرتمند تر عمل کند بی شک پیروزتر خواهد بود؛ این در شرایطی است که ایدئولوژی حاکم بر جنبش حماس و دیگر گروه های مقاومت فلسطین آنها را به سوی «اراده معطوف به خواستن» سوق داده است که می تواند بر هر قدرتی پیروز شود.

میل به زیستن در شهادت

بر اساس آموزه های قرآن کسانی که در راه خدای متعال کشته می شوند، زنده اند و نزد خدای خود روزی دارند، بر این مبنا هدف بنیادی مبارزه و مقاومت در اسلام و به طور خاص در فلسطین و حماس، زیستن با عزت در دنیا و در کنار آن نائل شدن به افتخار شهادت و ماندن در کنار معبود است، بنابراین آنها برعکس تعریف این جهانی از انسان، چسبیده به دنیا نیستند و هر گاهی که عزت ماندن در حال مخدوش شدن است عزم رفتن می کنند، این موضوع برای صهیونیست ها به قدری نافهمیدنی است که به هیچ عنوان نمی توانند آن را درک کنند.

مقامات رژیم صهیونیستی در طول این جنگ و حتی قبل و بعد از آن بارها گفته اند که ما نمی دانیم چرا حماس آتش بس دائمی و صلح پایدار را نمی پذیرد.

اما مسئله دیگری که رژیم صهیونیستی باید آن را بیاموزد این است که برتری نظامی و بهره گیری از آن در عصر حاضر نمی تواند قدرتی را به پیروزی برساند.

روزی رژیم صهیونیستی می توانست با بهره گیری از قدرت نظامی به تنهایی چندین کشور عربی را شکست دهد، اما امروز مبانی و ابزارهای قدرت در جهان تغییر کرده است و نمی توان با هجوم و ناشی گری نظامی حتی جنبشی را شکست داده یا ضعیف کرد.

در عصر دو جنگ جهانی اول و دوم هر طرفی که بیشتر انسان می کشت، زودتر به پیروزی می رسید، اما امروز شرایط تغییر کرده است و در چنین عصری که اندیشه و افکار عمومی مردم، بر عکس بسیاری از دولتمردان قدرتمند، رشد کرده است، هر قدرتی که به ناشی گری نظامی و آدمکشی بیشتری روی آورد زودتر و سخت تر شکست خواهد خورد؛ بر این اساس است که می توان پذیرفت عصر شکست اسرائیل آغاز شده است.