X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 30 دی‌ماه سال 1387

 

 

*ص ـ انجم شعاع  

    ما کرمونیا ادب داریم. احترام سرمون می شه، مادرامون زبونشون به دعا و ثنامی چرخه نه به نفرین. ما کرمونیا صبر و استقامت داریم. ذکر لبامون شکر و سپاسه نه چز چز کردن و به زمین و آسمون بد و بیراه گفتن. ما کرمونیا آسمونو ریسمونو به هم نمی بافیم تا عقده ی دلمونو وا کنیم . ما کرمونیا مثل بعضی ها نیستیم که از جای دیگر می آیند! از سادگی مردم این دیار بهره می برن و یه قرونشون میشه دو قرون. نون و نمک این مردم را می خورن و به جای اونا حرفای نامربوط می زنن... 

ما کرمونیا قدرشناسیم. بدمون میاد از هر چی نمک به حروم قدرنشناس. مردم کرمون بدشون میاد از نیش و کنایه زدن و طنزهای مضحک. طنزایی که به درد آدمایی می خوره که تو این سال های بعد از انقلاب از سادگی و دل مهربون مردم سوءاستفاده کرده و به قدرت رسیدان و با سرمایه های این شهر به جای زدودن فقر و مشکلات از جامعه، برای خودشون کفش و کلاهی دوختن و به جاهایی رسیدن که حقشون نبوده و حالا شدن اصلاح طلب و سخنگوی مردم و افتادن دنبال رأی جمع کردن.

 چرا شما که اینقدر برا کرمونیا دل می سوزنن یادتون از سال هایی نمیاد که همین منتسبین به همون آغایی که سنگ حمایتشو بر سینه می زِنِن! نرفتن سراغ مردم و دردهاشونو پیدا نکردن. حالا هم که یکی پیدا شده و زخم های کهنه رو شناسایی کرده و داره یکی یکی پانسمان می کنه، ذات حسودشون سر برداشته و به جای کمک، اونو هل می دن تا بخوره زمین و اینا از نیشخند دشمنا کیف کنن و بشکن بزنن.

کرمون نفرین شده نیس ، نفرین ور جون اونایی که از صدقه سر مردم همین کوچه و خیابونا پر و بال گرفتن و  با سیاست بازی خودشونو زورچپان ( یه جور تحمیله!) کردن به مردم این دیار و وقتی خوب جای پاشون محکم شد، اقتصاددون و کارچاق کن این و اون شدن و چسبیدن به مال دنیا و حالا دیگر پولاشونو نمیتونن بشمارن و حسابهای بانکی شون جای صفر گذشتن نداره، و با همین پولا آدم می خرن، بازار قیمتا رو بالا و پایین می کنن ـ از ارباباشون یاد گرفتن که یه روز قیمت نفت رو می برن بالا ، یه روز هم میارن پایین ـ  روزنامه چاپ می کنن و تحلیل های بی قواره می نویسن و به خدمتگزاران مردم انگ گدا و گشنه و ـ استغفروالله ـ  دزدی می زنن.

ساده بودن و ساده زیستن و ساده حرف زدن و به روستاها سر زدن و با مردم سطح پایین جامعه هم کلام و دمخور شدن گدا گشنگی نیست. اقتداء به سیره مولای محرومان حضرت علی علیه السلامه که نصیب هر کسی هم نمیشه.

دور از جون تاریخ خونا ، مگه پیامبر عزیز اسلام چوپانی نمی کردن؟! مگه ائمه ی ما کارگری نمی کردن ؟ مگه سر سفره با کارگرا نمی نشستن؟ چطور ادعا می کنیم که پیرو ائمه (س) هستیم و عارمان میاد این رفتارهارو داشته باشیم ؟!

کرمون بیچاره و بدبخت هم نیست. بیچاره و بدبخت اونایین که یه صهیونیست و یه اسرائیل کوچیکن، اون اسرائیلی که بیش از شصت ساله فلسطین رو اشغال کرده یه شیطون بزرگه که برای رسیدن به اهداف شومش هر کار دلش بخواد می کنه و هر جنایتی راه می اندازه و هر تهمت و افترایی سر هم می کنه، این اسرائیل های کوچولو تو شهرهای خودمون فرقی با اون بزرگه نمی کنن. فقط روش وارد شدنشون به معرکه ی مبارزه با حق طلبان متفاوته. تهمت، دروغ، حسادت، بی چشم و رویی، بی انصافی و چیزای دیگه سلاحشونه که همه اش از بی تقوایی و بی تعهدیه.

جوهر قلماتون بخشکه که اینجوری می نویسین تا دل مردمو آتیش  بزنین . از پیروزی انقلاب سی ساله که می گذره . انقلابی که حالا دیگه مردم دنیا باورش کردن و بیشتر از خود ما ازش درس و الهام می گیرن. ما غرق نعمتیم و نمی فهمیم. این نعمت و رحمت الهی رو با حرف های ناوحدت ، با غرض ورزی ها، با آب به آسیاب دشمن ریختن، با پاپوش برا هم دوختن، با انگ زدن های بی پایه و با ناشکری ها از خودمان نگیریم.